تبليغاتX
ریاضیات! نزدیک شدن به بینهایت

ریاضیات! نزدیک شدن به بینهایت

ریاضیات.پایه علوم/علم طبیعت / سخن اندیشمندان

ارائه توضيحي بر پايه رياضيات براي علل درخشش الماس

گروهي از رياضيدانان ژاپني و انگليسي موفق شدند در خصوص برق و درخشش جواهر الماس يك توضيح رياضي ارائه كنند.
از قرنها قبل انسانها به طرف سنگ جواهر الماس جذب مي شدند. به همين علت محققان دانشگاه "ميجي" توكيو و موسسه اسحاق نيوتن كمريج كه نتايج تحقيقات خود را در مجله Notices of the American Mathematical Society منتشر كرده اند، موفق شدند علت اين نور خيره كننده و درخشش الماس را به صورت رياضي توضيح دهند. در حقيقت راز اين درخشش مي تواند با تحليلهاي رياضي ساختار ميكروسكوپي الماس فاش شود.
اين دانشمندان كشف كردند كه در يك جهان نامتناهي از بلورهاي رياضي يك بلور فرضي با عنوان K_۴ وجود دارد كه تاكنون هرگز در طبيعت پيدا نشده است و شايد هرگز به صورت مصنوعي ايجاد نشود.
به گفته اين محققان، امكان ايجاد يك مدل رياضي از يك بلور ايده آل و برخوردار از ويژگيهاي اصلي اتمها و پيوندها وجود دارد. اين اتمها به وسيله نقاطي نشان داده مي شوند كه "رئوس" ناميده شده و پيوندها توسط خطوطي نشان داده مي شوند كه به عنوان "لبه ها" شناخته مي شوند.
همچنين اين نوع شبكه متشكل از "رئوس" و "لبه ها"، "نمودار هندسي" نامگذاري شده است. يك بلور دو الگو از اين نمودار هندسي را در خود جاي داده است كه در آن الگوي "لبه ها" به الگوي "رئوس" متصل مي شود و بنابراين مي تواند به صورت نامتناهي در يك بلور تكرار شود.
براساس گزارش ساينس ديلي، بلورهاي الماس داراي دو ويژگي هستند كه آنها را از تمام بلورهاي ديگر متمايز مي كند. اين دو ويژگي شامل "حداكثر تقارن" و "نيروي همگرايي" است.
در طبيعت و در رياضي با برقراري يك پيوند طولاني، بعضي از اين تنظيم كننده ها در بلورهاي ديگر مي توانند تقارن بيشتري نسبت به بقيه پيوندها نشان دهند. اين درحالي است كه حداكثر تقارن به اين معني است كه بلور الماس نمي تواند بيشتر از اين ميزان متقارن شود و بنابراين با حداكثر درخشش نور را در خود منعكس مي كند.
اين رياضيدانان اكنون كشف كردند كه از ميان تمام احتمالات رياضي قابل تصور تنها يك احتمال مي تواند داراي اين دو ويژگي باشد و نام اين جسم رياضي را K_۴ گذاشتند، چراكه واحد پايه اين بلور از چهار نقطه ساخته شده است كه در آن تنها دو "راس" به "لبه ها" متصل شده اند. K_۴ در حال حاضر تنها در ذهن اين رياضيدانان وجود دارد، اما در سال ۱۹۹۰ يك ساختار بلوري در طبيعت كشف شد كه مولكولي با اتم كربن ۶۰ بوده و تاحدودي شبيه به اين بلور فرضي است.

ارسلان اختر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 13:30  توسط محمد  | 

ثابت كاپركار

ثابتی كه گاهی اوقات زیر آبی مي رود      در سال 1949 يك ریاضی دان  هندی به نام «كاپركار» ویژگی جالبی را در اعداد کشف و در مقاله ­­ای در همان سال منتشر كرد. او کشف خود را این طور توضیح داده بود : يك عدد چند رقمی انتخاب كنيد (مثلا 8952)،ارقام آن را يك بار به صورت نزولی مرتب كنيد (9852) و يك بار هم به صورت صعودی (2589)، تا« بزرگترین » و «كوچكترين» عدد با همان ارقام حاصل آيد. تفاضل این دو عدد را بدست آورید(7263) و با این عدد نیز همان كاري را بكنيد كه با عدد انتخابی خود كرديد. يعني ارقام آن را به صورت نزولی و بعد به صورت صعودی مرتب كنيد (7632 و 2376) و تفاضل آنها را بدست آورید و این كار را چند مرتبه دیگر تکرار هم كنيد. با كمال تعجب خواهید دید كه همیشه به يك عدد ثابت خواهید رسید. اگر رقم انتخابی شما چهار رقمی بوده باشد، عدد ثابتی كه همواره در عاقبت به آن مي رسید 6174 خواهد بود. این عدد را «ثابت كاپركار براي چهار رقمی ها» مي گویند. این آزمایش را با يك عدد سه رقمی یا پنج رقمی هم انجام دهید. خواهید دید كه براي هر عدد n رقمی يك «ثابت كاپركار» ویژه وجود دارد كه تغيير ناپذیر است.    از آن تاریخ تا کنون، و به ویژه در سالهای اخیر و با استفاده از رایانه، تحقیقات زيادي روي این یافته شده و نتایج جالبی هم بدست آمده است. مثلا معلوم شده كه دقیقاً 63 عدد سه رقمی هستند (مثل 212، 787و غیره)كه این خاصیت را ندارند و در نهایت به صفر منتهی مي شوند، در حالي كه سایر اعداد سه رقمی ظرف حداکثر 6 چرخه به عدد 495 (ثابت كاپركار براي سه رقمی ها) میرسند. همچنین معلوم شده است كه دقیقاً 77 عدد چهار رقمی هستند(مثل 4544 و 5556 و غیره) كه این خاصیت را ندارند و باز به صفر منتهی می شوند   درحالی كه بقیه اعداد چهار رقمی ظرف حداکثر هشت چرخه به عدد 6174 (ثابت كاپركار براي چهار رقمی ها) میرسند.    به راستی چرا این اتفاقات روي میدهند و چگونه این همه نظم و آن همه بي نظمی را توضیح داد؟ آیا در همه آن بي نظمی ها خود نظمی نهفته نیست كه هنوز بر ما پوشیده است؟ شگفتی ها و زیبايی های ریاضیات پایانی ندارند. تحقیقات رياضيدانان و جستجو گران دائما پرده از روي آنها بر مي دارد و جلوه دیگری از رازهای درون آنها را آشکار مي كند، رازهايي كه همواره در طی قرون براي بشر جذاب و تحسین برانگیز بوده اند.        منبع: مجلۀ دانشمند 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 13:29  توسط محمد  | 

ریاضیات مالی وتوضیحی درباره آن

معرفي رشته

با اعطاي جايزه‌ي نوبل اقتصاد درسال 1990 ميلادي به سه رياضي‌دان ،چشم‌انداز نويني در مقابل چشمان پژوهش‌گران گشوده شد وعملا شاخه‌ي جديد از علوم متولد شد:

نظريه‌ي ماليه « the theory of finance »

اين نظريه تلاش مي‌كند سازوكار حاكم بر بازار مالي و چگونگي كار‌آمد‌تر كردن آن را بررسي و مطالعه كند. اين رشته‌ي نو‌ظهوراصولي را كه بر بازارهاي مالي حكم‌فرماست توضيح مي‌‌دهد و آن‌ها را روزآمد مي‌كند ودراين راستا بيش از هرچيز ازرياضيات بهره مي‌گيرد. تعامل اين دو رشته(رياضيات ونظريه‌ي ماليه) تا بدان‌جا پيش رفته است كه مسائل مالي اكنون در زمره‌ي پژوهش‌هاي راه‌بردي در رياضيات است.

رياضيات مالي در مرز مشترك دانش‌هايي نظير رياضيات،آمار،اقتصاد،علوم رايانه ،وحتي فيزيك با سرعتي فزاينده در حال پيش‌روي است.اين رشته رابطه‌ي نزديكي با رشته‌ي اقتصاد مالي دارد .در اقتصاد مالي بيشتر مباحث تئوري مطرح است در حالي‌كه در اين رشته به مدل‌هاي رياضي وعددي در تجربه‌هاي عملي توجه مي‌شود. مثلا در حالي‌كه يك اقتصاددان مالي دلايل زير‌ساختي اين موضوع را كه چرا قيمت سهام شركتي مقداري مشخص است بررسي مي‌كند، رياضي‌دان مالي قيمت سهام مذكور را همان‌طور كه هست مي‌پذيرد و سپس تلاش مي‌كند به كمك محاسبات فرايندهاي تصادفي ارزش متعارفي ازموجودي‌هاي مشتقه بدست ‌آورد.

تعامل با ساير رشته‌ها

 

رياضيات مالي بر حسب كاربرد با رشته‌هايي نظير مهندسي مالي ومحاسبات مالي هم‌پوشاني مي‌كند. دو رشته‌ي اخير بر كاربرد تمركز بيشتري دارند در حالي‌كه رياضيات مالي به مدل‌سازي و حل معادلات ديفرانسيل با مشتق جزئي مي‌پردازد.

بازار كار مربوط به رشته

 

بانك‌هاي سرمايه‌گذاري،بانك‌هاي تجاري،شركت‌هاي بيمه،شركت‌هاي خزانه‌داري و... از دستاورد‌هاي علمي اين رشته بيش‌ترين استفاده را مي‌برند.

در اين رشته دو روي‌كرد اساسي وجود دارد: (1)معادلات ديفرانسيل جزئي (2)احتمال و فرايندهاي تصادفي

اين دو روي‌كرد مستقل، هردو، مجموعه‌اي از تكنيك‌هاي رياضي هستند كه كاربرد‌هاي متعددي در سرمايه‌گذاري مي‌يابند: ارزش‌گذاري دارايي، مديريت ريسك ومقابله با ريسك، بهينه سازي سهام، مديريت سرمايه‌گذاري در موقعيت‌هاي پيچيده‌ي اقتصادي و....ازجمله‌ي اين كاربردها هستند.

رياضيات مالي به عنوان يك رشته‌ي دانش‌گاهي

 

دوره‌ي تحصيلات دانش‌گاهي مشتمل بر واحدهايي هم‌چون تحليل ريسك و روي‌دادهاي بعيد، نرخ بهره، فرايند معاملات ارزي خارجي، عوارض تورم، گزينش حقيقي، تقسيم انرژي، كنترل و بهينه سازي تصادفي،وساير مباحث رياضي مربوط به مدل‌سازي مسائل مالي مي‌باشد.

باتوجه به نياز فزاينده‌ي جوامع به افراد كارآزموده وكلان‌نگر در حوزه‌هاي اقتصادي ،هم اكنون دانش‌گاه‌هاي متعددي در سراسر جهان در اين رشته دانش‌جو مي‌پذيرند.

وضعيت رشته در ايران

 

تاكنون در ايران رشته‌ي مستقلي با اين عنوان وجود نداشت ولي قرار است به زودي مركز تحصيلات تكميلي زنجان در اين رشته دانش‌جو بپذيرد.

تاريخچه‌ي كوتاهي بر رياضيات مالي

1900 باچي لاير« Bachelire » ازمعادلات حركت براوني براي فرآيند بنيادين استنتاج گزينش قيمت‌ها استفاده كرد.

1973 بلك «Black» وشولز«Scholes» فرمول قيمت‌گذاري انتخاب خود را كه مبتني برحل معادلات مشتق جزئي (PDE)بود منتشر كردند.

1980 هريسن «Harrison» و كريپس «Krips» روي‌كرد شرط بندي رادر سرمايه‌گذاري معرفي كردند.

1990 مارك‌ويتز«Harry Markwitz»، شارپ«Wililiam Sharpe» ، وميلر«MertonMiller » ،سه نظريه پرداز مشهور رياضيات مالي ، جايزه‌ي نوبل اقتصاد را دريافت كردند.

از1990 به بعد رياضيات مالي كه حاصل امتزاج اقتصاد ورياضيات بود به عنوان يك رشته‌ي مستقل دانش‌گاهي به حيات خود ادامه مي‌دهد.

 

منبع:وبسايت علوم پايه پيام نورمشهد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 13:27  توسط محمد  | 

حدس پوانکاره

حدس پوانکاره اثبات شد


 
رياضيدان روسي دكتر گريگوري (گريشا) پرلمان از مؤسسه رياضيات استكف حدس پوآنكاره را اثبات نمود. حدس پوآنكاره از اين قرار است كه هر 3-منيفولد بسته و همبند ساده با S3 (سطح كره چهار بعدي) يكريخت است. تعميم يافته اين حدس به اين صورت است كه هر n-منيفولد فشرده با Sn هم ارز هموتوپي است اگر و فقط اگر خود آن n-منيفولد با Sn يكريخت باشد. اكنون اين حالت تعميم يافته به عنوان حدس پوآنكاره معروف است. حالت n = 1 بديهي است. حالت n = 2 حالتي كلاسيك است (و حتي توسط رياضيدانان قرن 19 نيز شناخته شده بود). حالت n = 3 تا كنون حل نشده بود. n = 4 در سال 1982 توسط فريدمن ثابت شد (كه به موجب آن مدال فيلدز را دريافت نمود). n = 5 در سال 1961 توسط زيمن ثابت شد. n = 6 در سال1962 توسط استالينگز به اثبات رسيد و n ≥ 7 نيز در سال 1961 به وسيله اسميل ثابت شد (همچنين او با گسترش اثبات خود توانست آن را براي n ≥ 5 نيز ارائه دهد). حدس پوآنكاره جزء مسائلي بود كه جايزه ميليون دلاري براي آن توسط مؤسسه رياضي كلي تعيين شده بود.
http://mathworld.wolfram.com/news/2003-04-15/poincar
 
منبع:سایت خانه ریاضیات اصفهان
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 1:9  توسط محمد 

سلام

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 0:14  توسط محمد 

تابع

سلام.

تابع رياضي زندگي

288 magnify

زندگي انسان ها يك تابع رياضي است و از قوانين رياضي تبعيت مي كند. با اينكه رياضيات تنها علمي است كه توسط بشر ايجاد شده است و علمي است منطقي ، نه مشاهداتي و تجربي ، اما همگان مي دانند كه تقريباً قوانين تمامي علوم طبيعي و قوانين مربوط به حركات اجرام آسماني و گذر زمان و ساير قوانين طبيعت هريك به نوعي از قوانين رياضي تبعيت مي كنند. چرا كه رياضيات نيز خود آفريده پنهان خداوند در بطن طبيعت است. بگذريم
Y به x زندگي انسانها نيز همانند توابعي كه در دبيزستان و دانشگاه خوانده ايم، تابعي است از
متغير است x
تابع است Y
ايكس ها يعني متغيرهاي اين تابع كارهايي هستند كه ما در زندگي انجام مي دهيم و تصميم هايي كه در زندگي مي گيريم. و ايگرگ يعني مقادير تابع ، اتفاقاتي هستند كه در زندگي براي ما مي افتند. هميشه تابع وابسته به متغير خود است. بنابراين همواره اتفاقاتي كه در زندگي براي ما مي افتند به طور مستقيم وابسته و نتيجه ي كارهايي هستند كه ما در زندگي خود انجام مي دهيم. بنابراين وجود اختيار در انسان به اين وجه و به صورت رياضي قابل اثبات است
هر تابعي معادله اي دارد. تابع زندگي هريك از ما انسان ها نيز معادله اي دارد. و اين معادلات در هر انساني متفاوت از انسان ديگر هستند. خداوند در بدو آفرينش هر انساني معادله اي را براي زندگي او نوشته و در وجود او قرارداده است. اين تابع در واقع معادله ي سرنوشت انسان است. پس از تولد و رسيدن به رشد فكري ، اين وظيفه ي ما انسان هاست كه معادله ي تابع زندگي خود را كشف كنيم و با استفاده از روش هاي رياضي ريشه هاي آن را در صورت وجود بيابيم و ويژگي هاي معادله ي سرنوشت خود را بدانيم تا بدانيم كه چه متغيرهايي براي قرار دادن در آن مناسبند
انسان اختياري در انتخاب معادله كلي تابع زندگي خود ندارد. چرا كه اين چيزي است كه تحت اراده ي خداوند است. اما انسان همواره مي تواند با يادگيري ، تمرين، كسب تجربه و تسلط يافتن بر قوانين رياضي زندگي ، با يافتن و قراردادن متغيرهاي مناسب معادله ي زندگي ، سرنوشت خود را به نحو بهتري تعيين كند. چرا كه نتيجه ي معادله همواره تابع متغيري است كه ما در آن قرار مي دهيم. در مراحل پيشرفته و با كسب مهارت هاي بيشتر رياضي ، انسان خواهد توانست ضرايب جملات معادله ي تابع زندگي خود را - كه تابعي است چند جمله اي و مركب از جملات جبري ، مثلثاتي ، نمايي ، ديفرانسيلي و غيره- به نحوي تغيير دهد كه اهميت جملات (يعني جنبه هاي مختلف زندگي) به خواست او تغيير كنند
مسائلي از قبيل قسمت ، قضا و قدر و اتفاقات خارج از حيطه ي اختيار انسان نيز كه انسان ها همواره براي فرار از عذاب وجدان كرده ها و نكرده هاي خود به آن ها پناه مي برند ،نيز جملاتي از درجه ي 1 هستنند كه به عنوان ضريبي براي پارامتر متغير هستنده اي معادله ي سرنوشت اضافه يا از آن كم مي شوند. و همواره تاثير ثابتي در زندگي دارند و در نتيجه نهايي تاثير چنداني ندارند. چرا كه همانطور كه جمله ي درجه اول يك معادله درمعادله ي مشتق آن تابع تبديل به عددي ثابت خواهد شد ، اين جملات ثابت زندگي نيز در تغييرات زندگي تاثيري ثابت داشته و تغييرات زندگي ما همواره وابسته به كارهايي هستند كه ما انجام مي دهيم. وبنابراين خود تاثير قسمت و قضا و قدر نيز هميشه وابسته به كارهايي است كه ما انجام مي دهيم
 
برگرفته از وبلاگ اوای خاموش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 8:34  توسط محمد  | 

س مثل سلام

سلام.

 بورباکی نام مستعار گروهی از ریاضیدانان فرانسوی که به پیروی از افکار هیلبرت از سال ۱۹۳۹ آغاز به نوشتن کتابی در ریاضیات به عنوان یک علم واحد کردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/21ساعت 7:38  توسط محمد